
معلمنگاهت به طراوت باران ، آیینه ای است برابر دریا. و چشمانت آیینه دار صداقتی است بی مرز.در کار انتشار عاطفه و صداقت ، جان از نگاه تو مست می شود.در مینای طهوریست به طلعت خورشید رندان جرعه نوش سایبان دستانت را حسرت می برند . تا جامی مگر بر آتششان ریزی .به عشق چندان نزدیک ایستاده ای که سر انگشتانت را با کیمیا قرابتی است شگرف.و فاصله سنگ تا گوهر در امتداد دستان تو اندک است.آمیزگار رنج و صبر ، در تو کرامتی است نجیب که xa0رسول وار در آیشی همارهxa0رنگ ماندگار محبت را در چشم کودکان گریز پا نقش می کنی ....
ادامه مطلب